جبانها بيمارند
خدايا ، به من آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچرا كه نمي توانم تغيير دهم ، و شهامتي تا تغيير دهم آنچرا كه مي توانم ، و بينشي كه تفاوت اين دو را بدانم

اي خداوند!
به علماي ما مسؤوليت
و به عوام ما علم

و به دينداران ما دين
و به مؤمنان ما روشنايي
و به روشنفكران ما ايمان
و به متعصبين ما فهم
و به فهميدگان ما تعصب

و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پيران ما آگاهي

و به جوانان ما اصالت   و به اساتيد ما عقيده

 و به دانشجويان ما نيز عقيده  و به خفتگان ما بيداري

و به بيداران ما اراده و به نشستگان ما قيام

 و به خاموشان ما فرياد و به نويسندگان ما تعهد

و به هنرمندان ما درد  و به شاعران ما شعور

 و به محققان ما هدف  و به مبلغان ما حقيقت

 و به حسودان ما شكاف و به خودبينان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب  و به فرقه‌هاي ما وحدت

 و به مردم ما خودآگاهي

و به همه‌ي ملت ما، همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت ببخش!
 
دكتر علي شريعتي


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۷ مرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)

شهر مُهر، شهري در جنوبي ترين نقطه استان فارس، اين شهر بدليل شرايط تحريمانه و دلسوزي نماينده منتخب به مكاني مناسب جهت شكل گيري و رشد پرندگاني عجيب الخلقه(وعده هاي تو خالي) تبديل شده است كه متاسفانه اين پرندگان پس از رشد به گونه اي اسرار آميز، يا به كلي از صفحه روزگار محو مي شوند يا بالهايشان رشد كرده و به دليل شرايط بد محيطي (اينكه اينجا شهر مهره ، و مثلا همون نبود زمين و...) از مهر كوچ ميكنند و در جايي در همين نزديكي فرود مي آيند.

برخي از اين پرندگان را با نامهاي "احداث سالن ورزشي در شهر مُهر،احداث بيمارستان بزرگ تامين اجتماعي،تاسيس دانشكده صنعتي(به زودي!!؟؟!!)،كلنك فلان پرژه به زمين زده شدو..." مي شناسيم.

(آقايون مسئول توجه داشته باشند> به عمل كار برآيد به سخنراااااااااني نيست.....<بقيه مستند را بعداً به عرضتان مي رسانيم)
 
منبع:سايت مهرستان


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)

 

همان طور كه مطلع هستيد هر چند وقت يك بار باغ هاي شهر مهر چه در سطح شهر و چه در تنگه مهر و نخلستان دچار آتش سوزي مي شود. دانشمندان و مسوولان مربوط قرن هاست به دنبال دليل اين آتش سوزي هاي غيرمترقبه و نخوانده و ننوشته هستند، اما تا به حال به نتايج روشن و واضحي دست نيافته اند.

چندي پيش، اواسط خرداد ماه، باغ هاي شهر مهر دوباره در آتش سوخت. اين باغ ها كه در مركز شهر واقع هستند و به وسيله ي ساختمان هاي تجاري و مسكوني احاطه شده اند ساعت ها در آتش سوختند؛ اين آتش به خاطر بادي كه مي وزيد به اين اماكن نيز تا حدودي خساراتي وارد آورد و اگر تلاش نيروهاي آتش نشاني شركت گاز پارسيان نبود، با توجه به بادي كه مي وزيد امكان سوختن قسمت عمده اي از مركز شهر وجود داشت و حتي خطرات جاني براي همشهريان دربر داشت.

همان طور كه گفتيم مسوولان مربوط سال هاست با جديت پيگير عامل يا عوامل ايجاد اين آتش سوزي ها هستند، آن ها پس از اين آتش سوزي با جديت بيشتري در صدد يافتن علت اين آتش سوزي ها برآمدند. آن ها تمام دستاوردهاي گذشته را كنار هم گذاشتند و به دقت موشكافي كردند. پس از تحقيقات جدي و عالمانه، متخصصان و مسوولين امر، مردم دريافتند كه شهر مهر روي يك گسل عظيم آتش قرار گرفته است! از آن جا كه امكان ندارد فرد يا افرادي (ائم از انس و جن) دست به اين قبيل اعمال بزنند (زيرا هنوز با تمام تحقيقاتي كه توسط مسوولين به عمل آمده، مردم مداركي دال بر دست داشتن موجود زنده در آتش سوزي ها به دست نياورده اند) دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه مهر بر روي گسل آتش قرار دارد و هر از چند گاهي دچار آتش سوزي هاي طبيعي مي شود. آن ها اذعان داشتند زيرا اين گونه بلاياي طبيعي راه چاره اي براي پيشگيري ندارند، مردم براي در امان ماندن از اين آتش سوزي ها بايد هميشه در آماده باش كامل باشند؛ مسوولان به شدت نگران سلامتي و امنيت مردم هستند و به اين امر مهم بسيار اهميت مي دهند و تمام تلاش خود را براي برقراري امنيت به كار مي گيرند تا مردم ديگر شاهد چنين نا امنيتي هايي نباشند. اگر چه مهار اين گونه مسايل به دست انسان نيست اما از آنجايي كه مسوولان خود را مسوول برقراري امنيت مي دانند قرار است در آينده اي نه چندان نزديك عزم خود را براي يافتن اين گسل آتش خانمان فقط مهر سوز را جزم كرده و عامل اين آتش سوزي ها (گسل آتش) را با تمام امكانات موجود و غير موجود از بين ببرند.

اين دانشمندان به نيروهاي آتش نشاني شهرداري مهر نيز پيشنهاد دادند چون اين اتفاقات كاملا اتفاقي و طبيعي بوده و راه چاره اي ندارد، نياز نيست به خود زحمت داده و ماشين آتش نشاني را آماده نگه دارند. ايشان همچنين تصريح كردند لزومي ندارد نيروهاي آتش نشاني نيز در شهرداري به صورت شبانه روز آماده باش باشند، مي توانند به كارهايشان برسند؛ مطمئنا خبر آتش سوزي به گوش آن ها نيز خواهد رسيد و اگر در شهر حضور داشتند و يا كار ضروري نداشتند مي توانند براي مهار آتش خود را به محل حادثه برسانند.
منبع:مهرستان


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)
                                                   اللهم عجل لوليك الفرج     
                  
                                       چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي

چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن تبر به دوش بت شكن

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

براي ما كه دلشكسته ايم و خسته ايم نه

ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...

دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نيامدي
 
وبلاگ جبان ميلاد با سعادت مهدي موعود (عج) را به تمامي دوستان واقعي حضرت تبريك ميگويد و اميدوار است دار سايه پر مهر حضرت اين مشكلات كه توسط دشمنان واقعي ايشان براي دوستان به وجود آمده اين مشكلات رفع شود.
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)
امروز داشتم مهرستان رو نگاه ميكردم ديدم آقاي علامه رئيس شوراي شهر هم به مسئله نحوه توزيع دو درصد نفت و گاز در شهرستان اعتراض داريم .يه چيز ديگه هم نوشته بود اينكه قرار بوده آقاي يوسفي شهردار يه امبولانس به بيمارستان بده كه بازم آقاي صادقي (نمك خورده مرحوم از دست رفته)‌ مخالفت كرده.(ميگن حياتي ديشب اومده به خوابش و قول پست مقام جديد بهش داده).
آقاي صادقي عزيز شما به مريض ها هم رحم نميكني! جاي اينكه مثل آقاي ابراهيمي فرماندار سابق خودت بري دنبال وسايل و امكانات داري جلو كارهايي كه انجام ميشه بگيري ؟ خيلي پستي به خدا!
باور كن آه مردم تو رو ميگيره و يه جايي نفست گير ميكنه و بالا نمياد و از دستت راحت ميشيم.انشاالله


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)

درمان چاله شهر ...... چاله اي دريكي ازخيابانهاي شهروجودداشت و مردم از وجود اين چاله گله داشتند زيرا بدليل تاريكي خيابان بعضي وقتاآدمهاي اون محل توي اون چاله مي افتادند وبه شدت زخمي مي شدند بنابراين همگي تصميم گرفتند روبروي فرمانداري شهرجمع شوندواعتراض خودشان روبگن باكلي شعار وهياهو بالاخره فرماندارو شهردار ونماينده شهردرمجلس بيرون اومدن وپشت تريبون قرارگرفتن. ابتدا فرماندارشروع به سخنراني كرد وهمه ساكت شدن. فرماندارگفت من راه حل بسيارخوب دارم واون اينه كه ما يه مركز فوريتهاي پزشكي درنزديكي اون چاله ايجادكنيم تاهرموقع كسي دراون چاله افتادسرعا اونو باآمبولانس به بيمارستان برسونه.مردم همگي خوشحال كف ميزدندوايول ميگفتن تااينكه شهردار پاشدوروبه فرماندار كردوگفت اين يه راه حل مسخره است چون شايد تاآمبولانس اون زخمي روبرسونه بيمارستان طرف بميره ، بنابراين من پيشنهادميكنم كه يك بيمارستان رودرنزديكي اون چاله ايجادبشه كه اگه كسي تواون چاله بيفته سريع برسه بيمارستان وموردمداواقرار بگيره واينجوري شانص زنده ماندش بيشتره. ديگه مردم سرازپانمي شناختن كلي خوشحال شدن كه صاحب يه بيمارستان جديد ميشوند ناگهان نماينده شهر گفت كه نه فرماندار عقل داردنه شهردار. چون ساخت يه بيمارستان حداقل۲سال زمان ميبرد ومابراي الان چاره مي خواهيم مردم همگي ساكت شدن كه آقاي نماينده چه راه حلي داره كه نماينده گفت مااين چاله راپرميكنيم ودركناربيمارستان شهر يه چاله ميكنيم اينجوري هم سريعتره وهم ارزانتر.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۶ تير ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)

چند روز قبل اقاي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي به شهرستان لامرد اومد ضمن شركت در مراسم چهلم آقاي حياتي چند پروژه رو افتتاح كرد.وبلاگ جبان هم به نوبه خودش افتتاح پمپ گاز و چند پروژه كه كليد خورده رو گامي در جهت پيشرفت منطقه ميدونه و اميدواره كه مسئولين شهرستان مهر مانند آقاي صادقي و عليزاده و زحمتكش و...اين نوع پيشرفت ها رو ببينن و يه تكوني به خودشون بدن و ايشالله واسه پيشرفت شهرستان مهر هم اگه كمك نميكنن لا اقل سنگ اندازي نكنن.

اقاي زحمتكش اگه يه حركتي كني بخدا پشيمون نميشي.ببين يكي از اتوبانهاي لامرد رو بنام اقاي حياتي كردن در ضمن نوشته بودن سالار شهيدان خداحافظ ! كه منظورشون از سالار شهيدان آقاي حياتي بود ! خلاصه بگذريم.ميخوام اين رو بگم كه فردا كه عمرتو دادي به بازماندگان اونوقت اسمت جاودان ميشه و يه پروژه رو به نامت ميكنن.ما نه حسوديم نه ديده مون تنگه بخدا خوشحال ميشيم كه يه جايي كار بشه لامرد باشه اشكنان باشه علامردشت باشه ولي راضي نيستيم كه حق اهل رو به زور بگيرن و بدن به ... چون ميشه مصداق اين شعر معروف:

روزي گذشت پادشهي از گذرگهي  

فرياد شوق بر سر هر كوي و بام خاست

   پرسيد زان ميانه يكي كودك يتيم:   

 كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست؟

آن يك جواب داد: چه دانيم ما كه چيست؟

پيداست آن قدر كه متاعي گرانبهاست

نزديك رفت پيرزني گوژپشت و گفت:

 اين اشك ديده ي من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شباني فريفته است

اين گرگ سال هاست كه با گله آشناست.

 

 

بله اين كارهايي كه تو شهر لامرد ميشه اشك ديده منو خون دل شما عزيزان همين منطقه هست كه آدم هايي چون زحمتكش و عليزاده و صادقي و همتي بوشهري با خوردن رانت زمين نخلستون و سهام تعاوني و سيمان بازرگاني و زمينهايي كنار فرمانداري و آب تنگ مهر و درصدي از 3 ميلياردو وعده ....معاوضه كردن تا مردم شهرستانهاي مهر و لامرد هيچوقت از يادشون نره كه اين افراد چه جنايتهايي كردن و ميكنن هيچوقت اونا رو نبخشن.

توصيه جبان به اين دوستان: تا زمان داريد سعي كنيد واسه اين دنياتون نيكنامي و اون دنياتون توشه جمع كنيد تا يهو ناغافل مثل خياط تو كوزه نيوفتيد و....چون تو مهر بي جهت لقب سالار شهيدان رو از امام حسين ور نميدارن به يه كس ديگه اي بدن!!!

                                                             

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۳ تير ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (2)
حرفم با مسئولين محترم شهرستان  مهر هست اونايي كه دارن مخورن و ميدزدن.آدم به بي آابرويي شما نديديم يه خدا.امام حسين(ع)  گفت اگه دين نداريد لا اقل آزاد مرد باشيد.بخدا فردا ميخوايد تو اون دنيا جواب چي پس بديد؟ به عملكردتون نگاه كنيد !ببينيد تو اين چند سال چي كار كرديد!چقدر پول حرومي خورديد!آخه دزد هم بايد وجدان داشته باشه اگه رفت تو يه خونه دزدي ده تومان پول بود دو تومان رو واسه صاحب خونه بزاره.آقاي همتي ،صادقي ،زحمتكش و عليزاده حرومي خورديد نوش جونتون زمين گرفتيد نوش جونتون پول بلند كرديد نوش جونتون چرا واسه عمران ابادي شهر تلاش نميكنيد؟!شما رو گذاشتن اينجا كه به نفع مردم كار كنيد نه اينكه غلام حلقه به گوش باشيد.مخوايد به چي برسيد؟اينكه واسه تون 2 هزار تا پلاكارت بزنن كه تبريك سرپرستي فرمانداري بگن بعد يكي ديگه رو بيارن اونجا بشونن!؟باور كنيد شما واسه افرادي مثل مرحوم ح مثل يه دستمال كاغذي هستيد و وقتي كه ازتون استفاده كرده اند مثل يه كثافت بيرونتون ميكنن.به چي راضي شدين؟
آخه چرا داريد سنگ اندازي ميكنيد؟فردا ميخوايد چي باخودتون به اون دنيا ببريد ؟جز چند متر پارچه سفيد؟ شايد شما هم مثل فرعونيان باستان ميخوايد ماشينتون رو با تمام امكانات تو قبر بزاريد؟قرن 21 جاي قايق ماشين سفيد  ميزارن يا ميخوايد طلا و جواهر و تراول و پول.....
المال يبقي مع الكفر لا يبقي مع الظلم ...مطمئن باشيد ظلمي كه ميكنيد پايدار نميمونه .زنديق ها .......


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۹ تير ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (1)

قلم چرخيد و فرمان را گرفتند

سيمين بهبهاني

قلم چرخيد و فرمان را گرفتند

ورق برگشت و ايران را گرفتند

به تيتر «شاه رفت ِ» اطلاعات

توجه كرده كيهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شيخان

شبانه جاي شاهان را گرفتند

همه ازحجره‌ها بيرون خزيدند

به سرعت سقف و ايوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن كارشان شد

هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هر انگيزه و با هر بهانه

مسلمان نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابي، بد لباسي

زنان را نيز، مردان را گرفتند

سراغ سفره ها، نفتي نيامد

وليكن در عوض نان راگرفتند

يكي نان خواست بردندش به زندان

از آن بيچاره دندان را گرفتند

يكي آفتابه دزدي گشت افشاء

به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

يكي خان بود از حيث چپاول

دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسيار

مخالف‌هاي ايشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه

كه شاكي‌هاي آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدي

گداهاي خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شركت نفت

برادرهاي دربان را گرفتند

نميخواهند چون خر را بگيرند

محبت كرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور ميكرد

سر سفره نمكدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائين

به حكم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روي توضيح‌المسائل

همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دين اسلام

دوباره شيخ صنعان را گرفتند

به اين گله دوتا گرگ خودي زد

خدائي شد كه چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسيار

دليلش اينكه درمان راگرفتند

مقام رهبري هم شعر ميگفت

ز دستش بند تنبان را گرفتند

همه اين‌ها جهنم، اين خلايق

ز مردم دين و ايمان را گرفتند



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۹ تير ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)
در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت       اين عوعو سگان شما نيز بگذرد
 
تا چندي پيش همتي بوشهري ظلم ميكرد مردم نفرينش كردند تصادف كرد ولي نمرد چون خدا ميخواست بهش يه فرصت بده تا گناهاش بخشيده بشه.آقاي حياتي ظلم كرد حق كشي كرد پول خرد پول دزديد  باز ظلم كرد سه مليارد تومان پول مردم شهرستان مهر رو خوردو شست و برد و ....مهر رو گذاشت جزء مناطق سردسير تا پول برق به نرخ مردم گيلان محاسبه شه باز اومد جلو پيشرفت رو گرفت ...خلاصه آه مردم اونو گرفتو يه شب كه خوابيد ديگه بيدار نشد حالا ما مونديم و يه خدا كه كه اون بالاست و ظلم و جنايتي كه آقاي صادقي فرمانبردار و حسين زحمتكش دارن ميكنن.مطمئن باشيد اگه بخواهيد همين جور به اين كارهاتون ادامه بديد طولي نميكشه كه يا تصادف ميكنيد و پاهاتون مثل پاي مرحوم همتي ميشه يايه شب كه ميخوابيد ديگه نميتونيد به زن و بچه تون صبح بخير بگيد.دست از اين خباثتتون برداريد و به مردم كمك كنيد ..مرديد بس  زمين گرفتيد و زمين دزديديد.آقاي عليزاده راند خواري كرديد وخورديد ولي نمكدون رو چرا شكستيد. كاري نكنيد آه مردم شما رو بگيره و به درك واصل بشيد.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۶ تير ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)

مولانا سيف‌الدّين ابوالمحامد محمد فرغاني از شاعران ايراني قرن هفتم و
هشتم هجري بود، وي اصلاًّ از فرغانه‌ي ماوراءالنهر بود كه در دورهٔ سلطهٔ
ايلخانان و مغولان در آسياي صغير مي‌زيست.
سيف فرغاني نسبت به سعدي ارادت تمام داشت و او را استاد سخن مي‌ناميد و
با آن استاد بزرگ نوشت و خواند داشته‌است. سيف فرغاني چند گاهي را در تبريز گذراند و در آن‌جا با همام تبريزي آشنا شد
 نقيصه‌هاي اجتماعي و برشمردن زشتي‌ها و پليدي‌هاي طبقهٔ فاسد جامعه
در اشعار سيف ديده مي‌شود. اين نقدهاي صريح و جدّي، خالي از هزل و
مطايبه‌است
******
هم مرگ بر جهان ِ شما نيز بگذرد/هم رونق ِ زمان ِ شما نيز بگذرد
وين بوم  ِ  مِحنَت  از پي  ِ آن  تا كند خراب/بر دولت‌آشيان  ِ شما نيز بگذرد
باد  ِ خزان ِ  نكبت ِ ايّام  ناگهان/بر باغ  و بوستان ِ شما نيز بگذرد
آب ِ اجل  كه  هست گلوگير  ِ خاص و عام/بر حلق و بر دهان ِ شما نيز بگذرد
اي تيغتان چو نيزه براي ستم  دراز/اين تيزي  ِ سِنان  ِ شما نيز بگذرد
چون داد  ِ عادلان  به جهان در،  بقا نكرد/بيداد  ِ ظالمان ِ شما نيز بگذرد
در  مملكت  چو  غُرّش  ِ شيران گذشت  و رفت/ اين عوعو  ِ سگان  ِ شما  نيز بگذرد
آن  كس كه  اسب داشت، غُبارش  فرونشست/گَرد ِ  سُم  ِ خران ِ شما  نيز بگذرد
بادي كه در زمانه بسي شمع‌ها  بكُشت/هم  بر  چراغدان  ِ شما نيز  بگذرد
زين كاروان‌سراي، بسي كاروان گذشت/ناچار،  كاروان ِ شما  نيز بگذرد
اي مُفتَخَر  به  طالع ِ  مَسعود  ِ  خويشتن/تاثير  ِ اختران  ِ شما  نيز بگذرد
اين نوبت از كسان به شما ناكسان رسيد/نوبت ز ناكسان  ِ شما نيز بگذرد
بيش از دو  روز بود از آن  ِ دگر كسان/بعد از دو روز از آن ِ شما  نيز  بگذرد
بر تير  ِ جَورتان ز تحمّل سپر كنيم/تا سختي  ِ كمان  ِ شما نيز  بگذرد
در  باغ  ِ دولت  ِ دگران  بود  مدّتي/اين گُل،  ز  گُلسِتان  ِ شما  نيز بگذرد
آبي ست  ايستاده  در  اين  خانه  مال  و  جاه/ اين  آب  ِ نارَوان  ِ شما  نيز  بگذرد
اي  تو  رَمِه  سَپُرده  به  چوپان  ِ  گُرگ طبع/اين گُرگي  ِ شُبان  ِ شما  نيز  بگذرد
پيل  ِ  فَنا  كه  شاه  ِ  بَقا  مات  ِ  حُكم  ِ  اوست/ هم  بر  پيادگان  ِ  شما نيز بگذرد
اي  دوستان  خَوهَم  كه  به  نيكي  دُعاي ِ سِيف/يك  روز  بر  زبان  ِ شما  نيز بگذرد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)
مراسم بزرگ داشت يادو خاطره جناب آقاي حياتي دوست صميمص  جبانهاي عزيز در مهر توسط  دوستان جبان  در حسينيه مهديه برگزار شد.خدا رو شكر همه نيروهاي اداري حضور داشتند و باز دوستان از بند جبان رها شده حضور كمرنگ داشتند ولي باز دوستاني بودند كه بالاخره ما از اونا توقع داريم و ما دارن تو شهر با اونا زندگي ميكنيم و با هم ارتباط داريم ...كسي كه داره به ما يه جور ضربه م هم دشمن من هم دشمن شماست و بالاخره داره به ما ضربه ميزنه ولي من رو شناختي كه از اين دوستان دارم طوري برداشت ميكنيم كه اين عزيزان صلاح رو اين دونستند كه شركت كنند و حضور اونا به صلاح شهر بوده و در اين مورد يه سياست خاصي رو  دنبال ميكردن.دوستان عزيز بالاخره شما هم داريد تو اين شهر زندگي ميكنيد سود و منفعت اقتصادي  شما گرو زندگي با همين مردم هست و چشمامون تو چشم هم مي افته .تو قرن 21 ديگه ديگه اينقدر اطلاعات افراد بالا هست كه نيازي نيست بخوايم در مورد خوب و بد بودن بحث كنيم .اميدواريم كه بتونيم با هم و به كمك هم شهري آباد داشته باشيم كه به صلاح همه هست و ديگه تو شهرمون چيزي به نام جبان نداشته باشيم.

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (0)
چكار كنيم كه بتونيم شهرمون رو آباد كنيم ؟ اول يه چيزي بگم اينكه خدا پدر و مادر اين بچه هاي شورا رو بيامرزه خدايي دارن با تمام وجود كار ميكنن درصد جبانها روآوردن پايين و دارن خوب كار ميكنن ولي هرچي نامردن اين حسين زحمتكش و اون عليزاده كه فساد اخلاقي داره و اين صادقي...بگذريم ديشب يه خبر شنيدم كه صبح صحت خبر رو جويا شدم و درست بود.
عبدالله حسيني كانديد سابق مجلس دوره قبل شده معاون عمراني استانداري فارس خوب اين خيلي خبر خوبيه و به فال نيك ميگيريم  خصوصا اينكه خود اقاي حسيني انساني خوب با ويژگي هاي اخلاقي عالي كه تفكرش با افرادي مثل مرحوم حياتي و .......خيلي متفاوته و تمام سعيش بر ساختن و آبادي هست نه ويراني خوب خدارو شكر  بايد بريم سراغ اين آقا شايد بتونه اون 3 ميليارد پولي كه مال مردو شهرستان مهر بوده رو يه جوري از حلقوم اين مفسدان في الرض در بياره ...صحبتم با دوستان جبان هم هست آيا خبر داريد كه 3 ميليارد تومان پول و حق مردم شهرستان مهر رو حسين زحمتكش و عليزاده معاون و دوستان مسئول لامرديشون  هاپلو كردن و خوردن و دارن به ريش شما دوستان جبان ميخندن و به بقيه زور ميگن....
خدا جاي حق نشسته اول گردن بزرگشون رو شكوند نوبت بقيه اشون هم ميرسه ولي ما هم نبايد دست رو دست بزاريم و بشينيم چون خدا گفته از تو حركت از خدا بركت...... 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (2)
الان چند روزه دارم به اين فكر ميكنم كه چه تعداد از دوستان جبان دور بر خودم و تو شهر وجود داره كه  هر چي فكر ميكنم به نتيجه درستي دست پيدا نميكنم چون آمار رسمي از جايي هنوز منتشر نشده و به صورت قاطع هم نميشه اظهار نظر كرد ولي خيلي دوست دارم به جايي برسيم كه ديگه اطرافمون خالي از اين جور اطراف باشه و همه و همه دست به دست هم بدن و واسه آبادي شهر و شهرستانمون  تلاش كنن.ما كاري به لامرد نداريم ما بدنبال پيشرفت خودمون هستيم و جلو كسي سنگ اندازي نميكنيم...يادم نميره دور اول آقاي حياتي اومد تو مسجد چهارده معصوم ميخواست صحبت كنه و ازش سوال پرسيدن كه آقاي حياتي آيا شما تصميم داريد محدوده شهرستان مهر رو تا روستاي صادره كم كنيد و ايشون جواب دادند كه اگه بشه بله و چطور جبانهاي مهري كف و سوت ميزدن ...اين حركتشون خيلي واسم سنگين بود....
خلاصه بگذريم الان نسبت به اون روز خيلي اوضاع فرق ميكنه ...ديگه مثل قبلا نيست مردممون هشيار شدن و خو ب رو از بد تشخيص ميدن و واسه آباداني شهر خيلي تلاش ميكنن و داره اوضاع روز به روز بهتر ميشه ولي باز هم يه تعداد افراد خاصي وجود دارند و با توجه به اينكه ميدونن و ملتفت هستن كه كي به كيه و چي به چيه باز هم با كارهايي كه ميكنن تيشه به ريشه خودشون مزنن و به شهر هم ضربه...حالا به نظر شما واسه اينكه اين دوستان رو يه جورايي راهنمايي كنيم بايد چي كار منيم؟؟؟


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۴ خرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (2)

آقاي محمد علي حياتي نماينده مردم شهرستان مهر و لامرد  كه مقصد و مقصود و آرزوهايي بسياري از دستان عزيز و جبانمون رو بر آورده ميكرد يه شب كه شب كه خوابيد تو خواب سكته كرد و به رحمت ايزدي پيوست و فوت كرد...سايت جبان هم اين اتفاق رو به همه دوستان عزيز جبان تسليت ميگه و لز خداوند منان واسه آمرزش گناهان آقاي حياتي دعاي خالصانه ميكنه ولي آقاي حياتي عزيز با ال علي هر كه در افتاد ور افتاد و بقيه دوستان هم به هوش باشندو ديگر مثل آقاي مقصود جبانها خرابكاري نكنن-به اميد رسيدن حق به حقدار



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ توسط راوي | نظرات (1)
[ ۱ ][ ۲ ]